مثل یک گناه...

یک برگ از زمان جدا میشود وقتی تو از کنارم میروی

از همان آغاز این عشق من از عاقبت آن میترسیدم

 همانند یک گناه تو را پنهان کردم

کسی مرا با تو ندید

در حالی که درونم میگریست چشمانم خندید....

پ.ی : ترجمه شده از ترانه ترکی.... وای که خیلی حالم بده !!!

/ 1 نظر / 21 بازدید
اسی

سلام وبلاگت خیلی قشنگه [گل]